صفحه اصلی وبلاگ
پارسی بلاگ
شناسنامه من
ایمیل من
من در یاهو
 RSS 
اوقات شرعی
سه شنبه 86 مرداد 16 ساعت 10:17 صبحچرا وقتی که آدم تنها می شه ؟؟؟؟؟؟؟

چرا وقتی که آدم تنها می شه
غم و غصه اش قد یک دنیا می شه

میره و یه گوشه پنهون می شینه

اونجارو مثل یه زندون می بینه

غم تنهایی اسیرت می کنه

تا بخوای بجنبی پیرت می کنه

وقتی که تنها می شم اشک تو چشام پر می زنه

غم می آد یواش یواش خونه دل در می زنه

یاد اون شبها می افتم زیر مهتاب بهار

توی جنگل ، لب چشمه ، می نشستیم من و یار
...
غم تنهایی اسیرت می کنه

تا بخوای بجنبی پیرت می کنه

می گن این دنیا دیگه مثل قدیما نمی شه

دل این آدما زشته دیگه زیبا نمی شه

اون بالا باد داره زاغ ابرا رو چوب می زنه

اشک این ابرا زیاده ولی دریا نمی شه

غم تنهایی اسیرت می کنه

تا بخوای بجبی پیرت می کنه

پشت این پنجره ها دل می گیره
غم و غصه ی دل و تو می دونی

وقتی از بخت خودم حرف می زنم

چشام اشک بارون می شه تو می دونی

عمریه غم تو دلم زندونیه

دل من زندون داره تو می دونی

هر چی بهش می گم تو آزادی دیگه

می گه من دوست دارم تو می دونی

می خوام امشب با خدام شکوه کنم

شکوه های دلمو تو می دونی

بگم ای خدا چرا بختم سیاس

چرا بخت من سیاس تو می دونی
پنجره بسته می شه ، شب می رسه
چشام آروم نداره تو می دونی

اگه امشب بگذره فردا می شه

مگه فردا چی می شه تو می دونی

عمریه غم تو دلم زندونیه

دل من زندون داره تو می دونی

هر چی بهش می گم تو آزادی دیگه

می گه من دوست دارم تو می دونی


متن فوق توسط: بردیا نوشته شده است| نظرات دیگران ( نظر)

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
درباره خودم
مدیر وبلاگ : بردیا[87]
نویسندگان وبلاگ :
م-اصلی (@)[0]


چی بگم که خیلی تنهام با حوصله ریلکس و کاملا آرام شوخ مزاج و خنده رو صبور و با تحمل همیشه به یاد خدا
آرشیو یادداشت ها
bardia
Meli
لوگوی من

لوگوی دوستان من


اشتراک در خبرنامه